تبلیغات
دخترک آروم - اخره نامردی...








دخترک آروم

زندگی کن...



تنه دختر داغ بود

درد داشت...

اما توی دلش آرامش بود...

آرامش اینکه با عشقش خوابیده...

پسرنفس نفس زنان کناره دختر دراز کشیده بود...

دختر پیشانی پسر را بوسید و دست لرزانش را به میله تخت گرفت و لبه تخت نشست...

دختر درد داشت.اما حس خوبی داشت...

درد روی لبانش به لبخند تبدیل میشد...

دستش را دراز کرد تا لباسش را بردارد و بپوشد...

دستانی را روی شانهاس احساس کرد بعد از آن دختر فقط یک جمله شنید...

کجا میری؟دوستمم هست.


نوشته شده در پنجشنبه 26 آذر 1394 ساعت 03:27 ب.ظ توسط Solmaz Fani نظرات |





Design By : ParsSkin.Com